تبليغاتX
) }

Free JavaScripts provided
by The Salar Weblog

دســــــــــت ســـرد سرنوشـــــــــــــت

امشــــب دلم گرفتــــــــــــه , چشمـــــای من بارونیـــــــــه
خداوند دید مرد گرسنه است نان را آفرید
 دید تشنه است آب را آفرید دید در تاریکی است نور را آفرید دید هیچ مشکل دیگه ای نداره زن را آفرید

سلام
خوبین؟ خوشین  سلاموتین  البته  این سلاموت  مخصوص  ینفره
راستش  دیدیم  داره تاریخ  انقضای  آپ تولدم  میگذره  گفتم (برین  تا  آخرش)
 پست  امروز یعنی  امشب  حالت نظر  سنجی داره  از  همه دوستان گلم  میخوام  که حتما  نظرشونو بدن  در  آپ قبلیم  بعضی از  دوستان  خوشحال  شوده  بودن  از  جوکها  بعضی هام  دهن  منو  آسفالت  زده بودن  حالا  هم  مطالب  طنز  میزارم  هم  عاشقونه  دوست دارم  خودتون  انتخاب کنید

                               

تا به حال زیر نجوای باران زیسته ای ...
تا به حال زیر تپش های آسمان رقصیده ای ...
رقص هر لحظه به رنگ تنهایی ...
در سکوت مروارید های آسمانی ...
تا به حال هم رنگ این آسمان گشته ای ...
تا به حال هم صدای این سرود گشته ای ...
تا به حال گوش به این آسمان لاجوردی دوخته ای ...
این صدای گریه هر پری که دور افتاده از این همه زیبایی ...
زیبایی چشمان خیس تو ... زیبایی آن صورت درخشان تو ... زیبایی آن صدای گیرای تو ...
هر لحظه اشکی پشت اشکی می چکد...
تا که شاید ببارد در نگاه ماه تو ...
تا که شاید پیوندی دهد دستان تو ...
در نگاه گم گشته این آسمان در دیدار تو ...
تا به حال زیر قطرات باران گم گشته ای...
تا به حال در سکوت این همه نجوا بیدار گشته ای...
این همان خواهش دیدار توست ...
این همان گم گشته امید در دیدار توست .....

هیچ کس تنهاییم را حس نکرد

وسعت ویرانیم را حس نکرد

در میان خنده های شاد من

دیده های بارانیم را حس نکرد

خوب  بریم سر وقت جکها
 
ترکه قاضی می شه یکی می آد پیشش می گه: من از همسایمون شکایت دارم! به من می گه گه زیادی نخور! ترکه می گه: غلط کرده ! برو بخور
 
نصیحت پدرانه ی یک لر به بچه اش شب امتحان: امشو بنیش یه گهی بخور تا فردا یه انی بشی تا تو یه طویله ای رات بدن
ترکه تو جبهه گشاد گشاد راه می رفته می گن: چی شده؟ می گه: همه رو شیمیایی کردن من و فیزیکی!
 
یه مرد با پلیس زن ازدواج می کنه دوستش از شب اول می پرسه می گه:۳ بار جریمم کرد ۱. به خاطر سرعت زیاد ۲. ورود ممنوع ۳. نداشتن کلاه ایمنی
 
وقتی پیر میشی ممکنه موهاتو از دست بدی یا دندونات بریزه ولی زیبایی هاتو هیچ وقت از دست نمی دی چون آدم چیزهایی که نداره هیچ وقت از دست نمی ده
 
خروس و سگ و خر تصمیم گرفتند از ایران فرار کنند وقتی علتش و پرسیدن خروس گفت: انقدر ساعت عقب و جلو می شه که نفهمیدم کی باید آواز بخونم! سگ گفت: نفهمیدم من باید بگیرم ٬ ۱۱۰ باید بگیره بسیج بگیره! خر گفت: تو این مملکت نفهمیدم من خرم ٬ ترکها خرن ٬ لر ها خرن ٬ همه ی ملت خرن ٬ اصلا هویت من و ریختن به هم
 
به لره می گن: با اشکال جمله بساز! می گه: مادرت و بیار بکنم! می گن: آخه اینکه اشکال نداره؟ می گه: پس خواهرتم بیار
 
 اتل متل یه مورچه.قدم میزد تو کوچه اومد یه کفش ولگرد پای انو لگد کرد مورچه پا شکسته راه نمیره نشسته بابرگی پاشو بسته.نمیتونه کار کنه.دونه هارو بار کنه.تولونه انبار کنه مورچه جونم تو ماهی.عیب نداره سیاهی.خوب بشه پات الهی. (افرین کوچولو اینو حفظ کن فردا ازت میپرسم)
 
+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 6:22  توسط غریبـــــــــــــــــــه  | 

 واییییییییی تورو خدا ســـــلام
وایییییییی بخدا ســــــــلام
چطوری یا نه؟
خوب شدین بهترین ؟ الهـــــــــــی  خدا کنه مرسی راستی عمه مریض بود خاله خوب شود؟ الهی دورتووووون  بچسبم با چسب راضی آخه همه راضی از چسب راضی گیج شودین  نه.
خوب چیه  چرا  اینطوری نگاهم  می کنید ؟
چیه  باورتون نمی شه  که  این  غریبـــه است  آره  خوب  راست می گین خودمم
آخه  نمیدونین   چه  خبرهههه
اگه گفتین؟
کمی فکر کنید ؟ 
الکی  به  مخ مبارکتون فشار نیارین الان که می سوزهمن  میگم   تولــــــــــــــدمه
اینم از ما تشویق  لازم نیست گفتم یکمی جوک بزارم از کیک و شیرنی که باحالتره بخونین  و  بخندین که این روزا  خندیدن واقعا کمیاب شده 
چیکار کنیم از  دست بی دوست دختری ما باید روز تولـــــــــدمونو به  خودمون تبریک بگیم 

اینم کیک تولدم که بروبچه زحمت تهیه و تداروکش رو کشیدن یک جورای وظیفشون  بوده  وای به  حالتون  اگه کادو نیارین آخ جووووووون  کادوووووووووکادو هرکی بزرگتر ماچش کنده تر

 

۱-از پیرزن می پرسن :سایز سوتینت چنده؟ می گه:ننه من از این قرطی بازیها خوشم نمی آد ! می کنم تو شلوارم!!!!! 

۲-دختر کوچولو به مامانش می گه: مامان دودول پسر همسایه مثل بادوم زمینیه! مامانش می گه یعنی کوچولو؟ می گه : نه! شوره!

۳-به لره می گن: با اشکال جمله بساز! می گه: مادرت و بیار بکنم! می گن: آخه اینکه اشکال نداره؟ می گه: پس خواهرتم بیار!

 ۴- ترکه می ره داروخانه می گه: کاندوم سیاه دارید؟ یارو می گه: کاندوم سیاه واسه چی؟ می گه: آخه دوستم شهید شده دارم می رم عیادت زن و دخترش!!!!

۵- ۵راه برای شناخت ایرانیان: ۱. زیر شلواری آبی راه راه ۲. وقتی بستنی لیوانی رو باز می کننداول درش و لیس می زنند ۳. وقتب نوشابه می خورند اول یه قلوب می خورندبعد شیشه رو نگاه می کنند ۴. در چار چوب در می ایستند و بفرما می زنند ۵. در اتاق خالی که قرار می گیرند سریعا باد معده را ول می کنند

۶-ترکه به زن خارجیه: I LOVE YOU زن: I LOVE YOU TOO ترکه: I LOVE YOU THREE زن: WHAT ترکه : وات بی وات.دودولم لا پات.فاک آپ بینیم بابا جنده خانوم. با من کل کل می کنی

۷-اگه دیدی که مردی به جوانی تکیه کرده بدون دودولش تو کونش رخنه کرده اگر بعد از دو ساعت ول نکرده بدون در اوج لذت سکته کرده

۸-به ترکه می گن سفره حج چطور بود می گه عالی ، خیابوناش تمیز ، برجاش بلند ، ماشینا همه اخرین مدل یه جای دیدنی هم داشت که خیلی شلوغ بود من نرفتم

۹-از یه هموطن آذری پرسیدند: نظرت درباره ی گل چیه؟ گفت:گل خیلی زیباست.گل خیلی خوش عطره. اصلا یه حدیث داریم که می گه:گل هو الله احد

۱۰-نظریه مهندس عمران در مورد ساختمان بدن زن: نماش خوبه حالش عالیه حیف پذیرایی و دستشویی ش کنار همه!

۱۱-بر 3 نفر روزه واجب نمی باشد: 1. زن شیر ده 2. مرد نون ده 3. تو کون ده

۱۲-پسر بچه می ره بقالی می گه : آقا نخود سیاه دارین؟ بقال می گه:بدو که ننه تو گاییدن!!!!

۱۳-تولدت مبارک، هان؟ ببخشید، پیوندتان، نه، یعنی برد غرور آفرین تیم، نه، چیزه، ماه مبارک رمضان، نه، اصلا ولش کن، دوست دارم

۱۴ - سه دسته واجبه بکنیمشون ۱. بیوه ی سیگاری ۲. دختر فراری ۳. فرستنده ی اس ام اس تکراری

۱۵-از پیرزن می پرسن :سایز سوتینت چنده؟ می گه:ننه من از این قرطی بازیها خوشم نمی آد ! می کنم تو شلوارم!!!!!

۱۶-به لره می گن: با اشکال جمله بساز! می گه: مادرت و بیار بکنم! می گن: آخه اینکه اشکال نداره؟ می گه: پس خواهرتم بیار!

۱۷-سلام. یه آپارتمان و دارن پیش فروش می کنن شاید به دردت بخوره. ۲ خوابه ۱۰۰ متری ۳ ملیون جلو باید بدی ما بقیش رو از عقب

۱۸-ترکه می ره به یکی خبر مرگ مادرش و بده می گه: شتری بود که در خونه همه می خوابید! یارو می گه: خب! می گه: حالا رو مامانه تو خوابیده!!

۱۹-ترکه عینک آفتابی می زنه می ره بیرون خواهرش و می بینه می زنه زیر گوش خواهرش می گه:این موقع شب بیرون چیکار می کنی؟ خواهرش می گه: عینکت و بردار! ترکه عینکش و بر می داره یکی دیگه می زنه زیر گوش خواهرش می گه: از دیشب تا حالا اینجا چه غلطی می کنی؟

۲۰-از طرف می پرسن : جورابهات و کی شستی؟ می گه: جون مادرت سوال تاریخی نکن

۲۱-پدر بزرگه دست کرد توجیبش و یک مشت نخود و کشمش داد به نوه اش و گفت: بخور شومبولت بزرگ شه! مادر بزرگه داد زد حاجی خودتم بخور !!!!!!!

۲۲-زن ترکه ظرف می شسته بشقابها رو با باسنش خشک می کرده ترکه می بینه می گه: لیوانها رو هم بده من خشک کنم!!!!

 ۲۳-رشتیه می ره دستشویی زلزله می شه همونجا می میره موقع تشییع جنازه مردم شعار می دادند: این گل پر پر شده ماله رشته رفته بشاشه دیگه بر نگشته!

۲۴-یه دختره کج راه می رفته بهش می گن: خدا بد نده! می گه : خدا بد نداده خودم بد دادم!

۲۵-رشتیه سرطان میگیره هرکی میاد خونش میگه من ایدز دارم زنش میگه مرد چرا دروغ میگی .میگه میخوام بعد از مرگم کسی بات ازدواج نکنه!!

۲۶-مشترک گرامی! لطفاْ قبض تلفن خود را به موقع پرداخت کنید.. با تشکر (خایه مال مخابرات)

۲۷-دومی ها..........سومی ها......پیش دانشگاهی ها دانشجویان........مهندسان.....وکلا...پزشکان و هنر مندان کون لقه همتون

۲۸-اگه گفتی کی نمیذاره تو پیشرفت کنی؟مشهور بشی؟ نمیذاره پله های ترقی رو طی کنی؟دکتر بشی؟ مهندس بشی؟ اون ک*و*ن گشادت!!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 6:7  توسط غریبـــــــــــــــــــه  | 

 

واژه ی غريبی است ...
واژه ای است که روزها يا شايدم ماه هاست که با آن خو گرفته ام .
که چه سخت است انتظار .
هرصبح طلوعی ديگر است بر انتظار فرداهای من !
خواهم ماند تنها در انتظار تو .
چرا نوشتم در برگ تنهاييم برای تو.... ، نمی دانم؟نتظار سخت ترين عذاب عشق

مي خواهم تو را صدا بزنم ولي زبان ندارم

مي خواهم به سويت بيام ولي توان ندارم

مي خواهم تو را ببينم ولي چشم ندارم
من در قلبم تو را دارم
پس با قلبم تو را  صدا مي زنم
و با قلبم به سوي تو مي ايم
وبا قلبم تو به تو نگاه مي كنم 

هنوز در جاده انتظار نشسته وچشمانم را به آسمان بیکران دوخته ام.
هنوز گریه هایم را زیر باران پنهان می کنم
باز در انتظارم که بیایی
بیا تا پیش از این نگاهم غریب نماند    

از پنجره دلم كه قابي شكسته دارد صدايت مي زنم
نسيم نام تو بر لبهايم مي وزد
خيال سبزت هميشه با من است
تو اين جايي، در قاب پنجره هايي كه رو به باغ خدا باز است
دستهايت طراوت و سبزي را تكرار مي كند
از نگاهت ستاره و مهتاب مي چكد
خورشيد ذره‌اي از مهرباني توست
اگر ابر مي بارد
اگر گل مي رويد
پرنده اگر مي خواند
چشمه اگر مي جوشد
رود اگر مي خروشد
براي توست
زيرا تو آن روياي صادقانه‌اي كه ظهورت مرهم تمام زخمها من است
تو آن قدر زلال و پاكي كه از غبار پنجره ها دلت مي گيرد
شايد پيش از آمدنت باران ببارد و آسمان، تمام كوچه‌ها و خانه‌ها را بشويد
اي سبز
اي بهار
اي نور
اي اميد
دستهاي مهربانت را كه از نوازش لبريز است
و نگاه روشنت را كه آئينه صداقت است
دوست مي دارم
بگو کی چشمهاي من  مهرباني نگاه تو را مي نوشد
و دل من  كي با حضور پر مهرتو آرام مي گيرد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 23:21  توسط غریبـــــــــــــــــــه  | 

 

مادرم

کاش می شد من از این دایره پرواز کنم

مثل آن شبنم یخ بسته گل های سپید در تو تبخیر می شوم ...

MyHotComments.com : 8,000 Graphics and Pics

مادر روزت مبارک

هنوز هم در پی گذشت سالها

تن خسته من گرمی نوازشت را می خواهد

در پی گذشت سالها هنوز هم

صدای قلبت نوازشگر روح خسته من است - مادر

MyHotComments.com : 8,000 Graphics and Pics

به بهشت نمی روم اگر مادر انجا نباشد

مادرم هستی من ز هستی توست

تا هستم و هستی دامت دوست

MyHotComments.com : 8,000 Graphics and Pics

مادر عزیزم :

تو ای محرمترین یارم

تو ای مونس و غمخوارم

به نام نامی مادر

همیشه دوستت دارم

شاخه گل سرخ را

از گلستان کوچک قلبم تقدیم تو می کنم و با تمام وجود می گویم دوستت دارم مادر

MyHotComments.com : 8,000 Graphics and Pics

مي دوني فرق روز پدر با روز مادر چيه ؟روز مادر طلا فروشي ها
شلوغ مي شه
اما روز پدر جوراب فروشي
ها ..
مي دوني شباهشتون چيه؟پول هر دو از جيب بابا
ميره

MyHotComments.com : 8,000 Graphics and Pics

دلم سكوت كرده است و روز به روز حواس من شفافيت خويش را از دست مي دهد .. مثل زماني كه پلك نزديك مي كني تا كورسويي ببيني از ساحل دوردست ...... اما زمان زياديست كه در كابوس پريشاني گرفتارم و مدام با خود مي گويم كي تمام مي شود روزهاي سنگين ؟ روزهايي مثل تابستان دم كرده و داغ ... روزهاي مرطوب و شرجي تابستان كه نفس تا خرخره بالا نمي آيد ؟ ... لذت زندگي فرار مي كند از من يا من فرار مي كنم از همه چيز..... من دلم براي خودم تنگ مي شود .. براي روزهايي كه من يك كودك بود ......كودكي كه درون چشمهايش فقط آب بود....... و زندگي زشتيهاي خويش را بي حياوار به رخش نكشيده بود....... خشم ... نفرت .... دروغ .... فريب .... شعار .... هيچكدام را نمي شناخت ...... من همون کودکیم را مي خواهم .......

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 3:56  توسط غریبـــــــــــــــــــه  | 

 

 

 صداي پايت را در كوچه پس كوچه هاي باريك دلم مي شنوم گويي صداي پاي فرشتگان است
غريبه, مي داني تو همچون فرشته اي هستي كه من تو را در لابه لاي آرزوهاي بي حاصلم, پر بار مي بينم
عطري به مشامم مي رسد. اين عطر توست. عطري كه هميشه  تو را به من نزديكتر مي كند
عطر تو عطري است كه هميشه عشق و مهرباني مي آورد
غريبه تو كيستي كه اينگونه مهربانيت را نثار كسي مي كني كه حتي نامت را هم نمي داند
تو مهربان و خوبي,آنقدر كه كبوتران قلب پر مهرت را در آسمان سوت و كور قلبم پرواز دادي
آخر اي الهه تمام خوبي ها با من بگو, بگو كه از قبيله بهاري هستي
كه اينگونه مهرباني را بدون كم وكاست آموخته اي
بگو
 

 نامت را مي دانم ولي با مرامت آشنا ترم . تو بغض پنهان شعرهاي مني تو هذيان غم انگيز شعرهاي مني . سپيد ترين دل و سياه ترين چشمي ، اما آيا تو مرا به خاطر مي آوري؟ من همانم كه گر مي گيرم از ياد وعده هاي فراموش شده تو و عاشقانه فرو مي ريزم در زير حجم سنگين باران خاطراتت . لحظه هاي با تو بودن را چگونه مي توان از ياد برد ؟ بي آنكه به ديدارت هوس داشته باشم خيس انتظار توام . بي تو دنيا براي من ديناري نمي ارزد . هر لحظه ياد برق چشمانت به زخم خانه سينه ام نمك ميزند و من بدون شرار نگاهت چگونه نفس به سينه برم ؟ آيا تو مرا به خاطر نمي آوري ؟

من همانم كه روزي خواستي اجازه بدهم دوستم بداري و من در پاسخ سپيدترين خواهش تو ، سياه ترين سكوت را تحويلت دادم خواستم تا از تو بگريزم تا به خود برسم غافل از اينكه از تو مي گريختم تا به هيچ برسم . آري به هيچ... پس به من حق بده كه دوستت داشته باشم .

به من حق بده ! نيستي كه ببيني از دوري ات تمام شعرهايم تاول زده اند ! كجايي كه ببيني بي تو نفسهايم بوي مرگ مي دهند ؟ كاش بودي و مي ديدي كه بي تو آخرين نفسهايم را به تاراج مي گذارم . اما تو را به حرمت و قداست عشقمان قسم مي دهم كه براي هميشه ما را از ياد ببر .

بگذار آنقدر تنها بمانم و آنقدر تنها بگريم كه تمام نوشته هايم بوي باران بگيرد . اي زيباترين تو در وصف كوتاه من نمي گنجي . در آخر دلت را به آهن ، به سنگ بسپار و مرا به سرخي خون دل یاس

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 6:54  توسط غریبـــــــــــــــــــه  |